تورم سرکش به کامیون‌ها هم رسید؛ سرنوشت تلخ در انتظار بازار کار و تجاری‌ها

اعتصاب کامیون داران
اعتصاب کامیون داران

تورم و گرانی کلماتی نام آشنا برای ماست و حالا این وضعیت آشفته نیز به بازار کامیون و کشنده‌ها رسید. شرایطی که انگار هیچ مسئولی برایش مهم نیست!

فونیکس f8 f8 EV

بازار خودروهای سنگین ایران، این روزها دیگر تنها محل خرید و فروش نیست بلکه به صحنه‌ای از بحران اقتصادی و بی اعتمادی عمومی تبدیل شده است. تورم افسار گسیخته‌ای که سال‌ها سفره مردم را کوچکتر کرد، حالا به کامیون‌ها و کشنده‌ها هم رسیده و پایه‌های صنعت حمل و نقل را می‌لرزاند.

از ۴۶۰ میلیون تا ۱۲ میلیارد؛ جهش غیرقابل تصور

لبیهر

برای درک شدت فاجعه کافی‌ست به اعداد نگاه کنیم. در سال ۱۳۹۵، یک کشنده اسکانیا G400 حدود ۴۶۰ میلیون تومان قیمت داشت. امروز نسخه‌های کارکرده همان مدل با رقمی نزدیک ۱۲ میلیارد تومان معامله می‌شوند، افزایشی بیش از ۲۶ برابر یا چیزی حدود ۲۴۰۰ درصد در کمتر از یک دهه.

کامیونت جک هم در سال ۹۵ حدود ۸۰ میلیون تومان بود، اما حالا باید برای یک نمونه صفر یا تمیز ۲.۵ میلیارد تومان پرداخت کرد. رشد باورنکردنی ۳۰۰۰ درصدی تنها در فاصله یک دهه! این اعداد نه حاصل پیشرفت تکنولوژی‌اند، نه تغییر در کیفیت بلکه تنها محصول سقوط ارزش پول ملی و سیاست‌های اقتصادی نامنظم هستند.

 ریشه‌های این بحران؛ تورمی که توقف ندارد

تورم در ایران دیگر «دوره‌ای» نیست، ساختاری شده است و همه چیز را می‌بلعد:

۱. کاهش ارزش ریال و وابستگی ارزی تولید  

تقریباً تمام قطعات کامیون از موتور تا گیربکس، به ارز خارجی متکی است. هر نوسان دلار، قبل از آنکه در تابلوی صرافی دیده شود، در بازار کامیون منعکس می‌شود.

۲. انحصار و محدودیت واردات  

نبود رقابت، بسته شدن بازار، و سیاست‌های نامشخص واردات باعث شده قیمت‌ها صرفاً بر اساس «تشنگی بازار» تعیین شوند نه منطق هزینه.

۳. تبدیل کامیون به کالای سرمایه‌ای  

در اقتصادی بی‌ثبات، حتی کامیون که ابزاری برای کار است به وسیله‌ای برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است. افراد کامیون می‌خرند نه برای حمل بار، بلکه برای فرار از تورم.

۴. نبود نظارت واقعی بر قیمت‌ها  

صنعت حمل و نقل هم قربانی همان بی‌نظمی و بی‌برنامگی شده که بازار مسکن و خودروهای سواری را نابود کرد.

راننده، قربانی خاموش این بازی تورمی

در این بازار پرهیاهو، راننده کامیون ضعیف‌ترین حلقه زنجیر است. قیمت کامیون چند ده برابر شده، اما درآمد و کرایه‌ها تقریباً ثابت مانده‌اند. هزینه لاستیک، روغن، بیمه و تعمیرات روزبه‌روز بالا می‌رود در حالی که حقوق رانندگان یا سهم آنها از بار نه تنها افزایش نیافته، بلکه بعضاً کمتر هم شده است. 

نتیجه؟  

بسیاری از رانندگان، با وام‌های سنگین و بدهی، ناچار به کار با ناوگان فرسوده می‌شوند یا کلاً از این شغل خارج می‌گردند. ورود نسل جدید راننده‌ها تقریباً متوقف شده است.

فروپاشی آرام صنعت حمل و نقل

ادامه این روند، به خاموشی تدریجی ستون فقرات اقتصاد کشور منتهی می‌شود. صنعت حمل و نقل جاده‌ای که تأمین‌ کننده اصلی زنجیره توزیع کالا در ایران است، عملاً در مسیر فروپاشی قرار دارد:

– فرسودگی شدید ناوگان  

– کاهش ایمنی و افزایش تصادفات  

– رشد هزینه تمام‌شده کالا  

– و نهایتاً، فشار مستقیم بر مصرف‌کننده نهایی  

کامیونی که روزی نماد حرکت و تولید بود امروز تبدیل شده به سرمایه‌ای ملی‌سوز، چیزی که کار نمی‌کند فقط قیمتش بالا می‌رود.

کلام آخر؛ قیمت‌ها سخن می‌گویند، اما کسی گوش نمی‌دهد

رقم‌های میلیاردی بازار کشنده‌ها زنگ خطر جدی‌اند برای اقتصادی که نفسش را از دست داده است. اگر دولت و نهادهای تصمیم‌گیر به جای شعار، برنامه‌ای واقعی برای مهار تورم، کنترل واردات هوشمند و حمایت از حمل و نقل نداشته باشند دیر یا زود باید شاهد نابودی کامل این صنعت باشیم.

تورم سرکش فقط به سفره مردم نرسیده بلکه حالا به چرخ‌های اقتصاد هم رسیده است. و وقتی کامیون دیگر توان حرکت ندارد، هیچ چیز در این کشور نمی‌تواند روی چرخ بچرخد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.