توقف طولانی تانکرهای سوخت؛ اسلامقلعه را آتش زد؟

وقتی یک حادثه برای چندمین بار تکرار میشود، دیگر فقط حادثه نیست و میتوان آن را نشانهای از ناکارآمدی و ناتوانی در مدیریت و رفع مشکل دانست. بنابراین، باید پرسید که آیا فقط توقف طولانی تانکرهای سوخت، اسلامقلعه را آتش زد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آتش دوباره به اسلامقلعه برگشت؛ همان مرزی که هنوز خاطره سوختن صدها تانکر در بهمن ۱۳۹۹ را با خود دارد. شام ۸ مهر ۱۴۰۵، آتش میان تانکرهای حامل مواد نفتی در گمرک اسلامقلعه شعلهور شد و بنا بر اعلام مقامهای طالبان، ۱۵ تانکر کاملاً سوخت و سه تانکر دیگر آسیب دید. علت آتشسوزی هنوز اعلام نشده است. اما یک پرسش قدیمی دوباره به میان آمده: چرا در یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری منطقه، تانکرهای حامل مواد بهشدت قابل اشتعال باید برای مدت طولانی در صف و توقف بمانند؟
مشکل تازهای نیست
توقف طولانی کامیونها در اسلامقلعه، مسئله امروز و دیروز نیست. در آذر ۱۴۰۴ گزارشهایی از توقفهای طولانی و حتی چندروزه کامیونهای ایرانی در این گمرک منتشر شد؛ مشکلی که به گفته فعالان حملونقل، ماهها ادامه داشته است. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز مقامهای دو طرف درباره کاهش توقف کامیونها مذاکره کردند و هدف افزایش سرعت تردد و عبور روزانه ناوگان را مطرح کردند.
دو ماه بعد، در تیر ۱۴۰۵، گزارشهایی از توقف بیش از ۱۵۰۰ موتر باربری در محدوده اسلامقلعه و دوغارون منتشر شد؛ آن هم در پی مشکلات ترانزیتی و کمبود امکانات گمرکی.
یعنی مسئله تراکم و توقف، پیش از آتشسوزی اخیر بارها دیده شده بود. پرسش این است که آیا این هشدارها به تغییر واقعی در مدیریت مرز منجر شد یا نه؟
یک خاطره تلخ که فراموش شد
در ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، اسلامقلعه شاهد یکی از بزرگترین آتشسوزیهای تاریخ این مرز بود؛ حادثهای که صدها تانکر و کامیون را درگیر کرد و خسارت سنگینی بر جا گذاشت. آن زمان نیز توقف طولانی، ازدحام وسایل نقلیه، ضعف زیرساخت و مشکلات مدیریت مرزی از جمله مسائلی بود که درباره آنها صحبت شد.
پس از آن حادثه، انتظار طبیعی این بود که اسلامقلعه به یک درس بزرگ برای مدیریت ریسک تبدیل شود؛ محوطهای که در آن سوخت و گاز نگهداری و جابهجا میشود، نباید با منطق یک پارکینگ عادی اداره شود.
اسلامقلعه و پرسشی که بیپاسخ مانده است
توقف طولانی، بهخودیخود آتش روشن نمیکند. برای ایجاد حریق باید یک عامل آغازگر وجود داشته باشد؛ عاملی که درباره حادثه ۸ مهر ۱۴۰۵ هنوز اطلاعات رسمی قطعی درباره آن منتشر نشده است.
اما تراکم تانکرهای سوخت میتواند فاصله ایمنی را کاهش دهد، تخلیه اضطراری را دشوارتر کند و در صورت وقوع حریق، امکان سرایت آتش را افزایش دهد.
بنابراین، پرسش درست فقط این نیست که «آیا توقف طولانی علت مستقیم آتشسوزی بود؟» پرسش جدیتر این است: اگر توقف طولانی و تراکم تانکرها یک ریسک شناختهشده بود، چرا سازوکار مدیریت این ریسک اصلاح نشد؟
مسئله فقط شعله نیست
آتش اسلامقلعه را نباید صرفاً در شعلههایی دید که شام ۸ مهر زبانه کشیدند. مسئله، زنجیرهای از تصمیمها و کاستیهاست: ظرفیت گمرک، سرعت ترخیص، تعداد تانکرهای مستقر، فاصله ایمنی، امکان خروج اضطراری، تجهیزات اطفای حریق و هماهنگی میان دو طرف مرز.
این حادثه هنوز نیازمند بررسی فنی و بیطرفانه است. اما اگر نتیجه بررسی فقط پیدا کردن یک جرقه و معرفی آن بهعنوان علت حادثه باشد، بخش مهمتری از ماجرا نادیده گرفته میشود: چرا یک جرقه احتمالی باید در میان این حجم از سوخت و تانکر، فرصت تبدیل شدن به حادثهای بزرگ را پیدا کند؟
اسلامقلعه یک بار در ۲۵ بهمن ۱۳۹۹ سوخت و حالا، پس از بیش از پنج سال، دوباره آتش گرفته است. شاید مهمترین پرسش همین باشد: در این پنج سال چه چیزی واقعاً تغییر کرده است؟





دیدگاه ها