شهرهای ایران برای خودرو ساخته شدهاند، نه برای مردم

در بسیاری از شهرهای ایران، کافی است بخواهید چند صد متر پیادهروی کنید تا متوجه شوید اولویت اصلی طراحی شهری، انسان نیست. پیادهروهای باریک و اشغالشده، تقاطعهای ناامن، کمبود مسیرهای دوچرخه، پلهای عابر غیرکارآمد و خیابانهایی که تمام فضای آنها به خودرو اختصاص یافته، تصویری است که روزانه میلیونها شهروند با آن مواجه هستند. طی دهههای گذشته، توسعه شهری در ایران بیش از آنکه حول نیازهای شهروندان شکل بگیرد، بر مبنای تسهیل حرکت خودروها انجام شده است؛ رویکردی که امروز پیامدهای آن را در ترافیک مزمن، آلودگی هوا، اتلاف زمان، افزایش تصادفها و کاهش کیفیت زندگی شهری میتوان مشاهده کرد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، اگر از یک شهروند ایرانی بپرسید مهمترین مشکل شهر چیست، احتمالاً پاسخهایی مانند ترافیک، آلودگی هوا، کمبود جای پارک یا زمان طولانی رفتوآمد را خواهید شنید. اما شاید پرسش مهمتر این باشد که چرا تقریباً همه این مشکلات به خودرو گره خوردهاند؟
واقعیت این است که طی دهههای اخیر، بخش قابل توجهی از توسعه شهری در ایران بر مبنای تفکری شکل گرفته است که خودرو را محور اصلی جابهجایی میداند. خیابانها عریضتر شدند، بزرگراهها گسترش یافتند، تقاطعهای غیرهمسطح ساخته شدند و بخش مهمی از بودجههای شهری صرف تسهیل تردد خودروها شد. در مقابل، سهم پیادهروها، دوچرخهسواران و حتا حملونقل عمومی در بسیاری از موارد در اولویتهای بعدی قرار گرفت.
نتیجه این سیاست آن بود که شهرها بهتدریج به محیطی تبدیل شدند که بدون خودرو زندگی کردن در آن دشوار است؛ وضعیتی که در ادبیات شهرسازی از آن با عنوان «وابستگی به خودرو» یاد میشود. در چنین الگویی، ساختار شهر بهگونهای طراحی میشود که شهروند برای دسترسی به محل کار، خرید، آموزش یا خدمات روزمره ناچار به استفاده از خودرو باشد.
توسعه شهری که به ترافیک بیشتر منجر شد
یکی از باورهای رایج در مدیریت شهری طی سالهای گذشته این بود که افزایش ظرفیت معابر میتواند مشکل ترافیک را حل کند. بر همین اساس، شهرها به سمت احداث بزرگراههای جدید، تعریض خیابانها و ساخت پلهای متعدد حرکت کردند.
اما تجربه جهانی نشان داده است افزایش ظرفیت جادهای الزاماً به کاهش ترافیک منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، هرچه فضای بیشتری برای خودروها فراهم شود، استفاده از خودرو نیز افزایش پیدا میکند و پس از مدتی همان مسیرها دوباره با ازدحام مواجه میشوند.
امروز در بسیاری از کلانشهرهای ایران، شهروندان روزانه ساعتهای طولانی را در ترافیک سپری میکنند؛ وضعیتی که نهتنها هزینه اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل میکند، بلکه کیفیت زندگی و سلامت روان افراد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
پیادهرو؛ فراموششدهترین بخش شهر
برای درک اولویتهای توسعه شهری، کافی است وضعیت پیادهروها بررسی شود. در بسیاری از مناطق شهری، پیادهروها یا عرض کافی ندارند، یا توسط خودروها، موتورسیکلتها، دستفروشان و موانع مختلف اشغال شدهاند. افراد سالمند، معلولان، کودکان و حتا شهروندان عادی در بسیاری از مسیرها برای عبور با مشکل مواجه هستند.
این در حالی است که مطالعات بینالمللی تأکید میکنند شبکه پیادهروی باید همزمان با شبکه خیابانی طراحی شود و دسترسی ایمن و پیوسته به مراکز خدماتی، تجاری و حملونقل عمومی را فراهم کند.
با این وجود، در بسیاری از شهرهای ایران پیادهروی نه یک انتخاب مطلوب، بلکه فعالیتی دشوار و گاه خطرناک محسوب میشود.
دوچرخه؛ وسیلهای که هرگز جدی گرفته نشد
بخش دیگری از ماجرا به حملونقل پاک مربوط میشود. درحالیکه، بسیاری از شهرهای جهان طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای روی مسیرهای دوچرخه انجام دادهاند، در ایران زیرساختهای دوچرخهسواری همچنان محدود و پراکنده است.
در بسیاری از شهرها، مسیرهای دوچرخه یا وجود ندارند یا به شبکهای پیوسته و کاربردی تبدیل نشدهاند. در نتیجه شهروندان ترجیح میدهند حتا برای سفرهای کوتاه نیز از خودرو استفاده کنند. این وابستگی مداوم به خودرو نهتنها مصرف انرژی را افزایش میدهد، بلکه بر میزان آلودگی هوا و ازدحام ترافیکی نیز تأثیر مستقیم دارد.
وقتی خودرو به یک ضرورت تبدیل میشود
شاید مهمترین پیامد شهرسازی خودرومحور این باشد که خودرو از یک ابزار رفاهی به یک ضرورت تبدیل میشود.
تحقیقات نشان میدهد در شهرهایی که خدمات روزمره، مراکز آموزشی، محل کار و امکانات شهری در فاصلههای کوتاه و قابل دسترس قرار دارند، نیاز به استفاده روزانه از خودرو به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند.
اما در بسیاری از شهرهای ایران، فاصله زیاد میان محل سکونت و مراکز اشتغال، حاشیه نشینی، توسعه نامتوازن شهری و تمرکز خدمات در برخی نقاط خاص باعث شده استفاده از خودرو تقریباً اجتنابناپذیر باشد. به همین دلیل حتی افرادی که تمایل دارند کمتر رانندگی کنند، در عمل گزینههای چندانی پیش روی خود نمیبینند.
هزینههای پنهان شهر خودرومحور
وابستگی شدید به خودرو تنها به ترافیک محدود نمیشود. افزایش مصرف سوخت، آلودگی هوا، تصادفهای رانندگی، فرسودگی زیرساختها، اتلاف زمان و کاهش تحرک بدنی از جمله پیامدهای این الگو هستند.
از سوی دیگر، بخش بزرگی از فضای عمومی شهرها نیز به خودرو اختصاص یافته است؛ از خیابانها و بزرگراهها گرفته تا پارکینگها و حاشیه معابر. در واقع بخشی از فضایی که میتوانست به پارکها، فضاهای اجتماعی، پیادهراهها یا مسیرهای دوچرخه اختصاص یابد، در اختیار خودروها قرار گرفته است.
پژوهشهای حوزه شهرسازی نشان میدهد وابستگی شدید به خودرو با کاهش کیفیت فضاهای عمومی، افزایش آلودگی و افت شاخصهای زیستپذیری شهری ارتباط مستقیم دارد.
دنیا به کدام سمت حرکت میکند؟
در بسیاری از کشورهای جهان، رویکردهای جدید شهرسازی به سمت کاهش وابستگی به خودرو حرکت کرده است.
مفاهیمی مانند «شهر ۱۵ دقیقهای» بر این اصل استوارند که شهروندان بتوانند بخش عمده نیازهای روزمره خود را در فاصله کوتاه پیادهروی یا دوچرخهسواری تأمین کنند. همزمان بسیاری از شهرها با توسعه حملونقل عمومی، ایجاد پیادهراهها، گسترش مسیرهای دوچرخه و محدود کردن ورود خودروها به برخی مناطق مرکزی، تلاش میکنند سهم خودرو در سفرهای شهری را کاهش دهند.
هدف این سیاستها حذف خودرو نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که شهروندان برای هر سفر کوتاه ناچار به روشن کردن موتور خودرو نباشند.
مسئله فقط ترافیک نیست؛ مسئله کیفیت زندگی است
اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم بحث شهرهای انسانمحور صرفاً به ترافیک مربوط میشود. در واقع موضوع اصلی، کیفیت زندگی شهروندان است.
شهری که کودک نتواند با امنیت در آن دوچرخهسواری کند، سالمند نتواند بهراحتی پیادهروی کند، فرد دارای معلولیت نتواند از پیادهرو استفاده کند و خانوادهها برای هر کار روزمره مجبور به استفاده از خودرو باشند، در عمل بخشی از کارکرد اجتماعی خود را از دست داده است.
شهر موفق الزاماً شهری نیست که خودروها در آن با سرعت بیشتری حرکت کنند، بلکه شهری است که شهروندان بتوانند با امنیت، آرامش و دسترسی مناسب زندگی کنند.
در نهایت میتوان گفت شهرهای ایران طی دهههای گذشته بیش از آنکه برای انسانها طراحی شوند، برای خودروها توسعه یافتهاند. خیابانهای عریض، بزرگراههای متعدد و توسعه افقی شهرها باعث شده است خودرو به محور اصلی زندگی شهری تبدیل شود؛ در حالیکه، پیادهروها، دوچرخهسواران و حتا حملونقل عمومی در بسیاری از موارد در حاشیه قرار گرفتهاند.
امروز اما بسیاری از شهرهای جهان در حال بازنگری این رویکرد هستند و تلاش میکنند بخشی از فضای شهری را به مردم بازگردانند. تجربه جهانی نشان میدهد راهحل مشکلات ترافیکی صرفاً ساخت بزرگراههای بیشتر نیست، بلکه ایجاد شهری است که شهروندان بتوانند بدون وابستگی دائمی به خودرو نیز در آن زندگی کنند.
شاید مهمترین پرسش برای آینده شهرهای ایران نیز همین باشد که آیا قرار است شهرها همچنان برای خودروها ساخته شوند، یا اینبار نوبت انسانهاست که در مرکز طراحی شهری قرار بگیرند؟



خیلی خوب بود. کلا نمیدونم تو ایران چرا شهرها اینقدر وسیع هستند در صورتی که با علم روز مهندسی میشه با ایجاد تراکم بالا و ساخت برج های بلند هم مصرف سوخت را کم کرد هم توسعه زیرساخت شهری محدود کرد و هم از ایجاد ترافیک با وجود حمل و نقل شهری جلوگیری کرد.
در ایران همینطور شهره که کنار یه شهر دیگه ساخته میشه بدون اینکه فکری برای حمل و نقل افراد بشه چون تمرکز اکثر مشاغل به مرکز شهر هاست و شخص باید کیلومترها طی کنه تا به محل کارش برسه. شاید ترسناک باشه ولی در شهری مثل تهران میانگین یک کارمند ۱۶ ساعت در هفته حال تردد با مترو یا اتوبوسه و این در حالیه که ساعت کاری ۴۴ ساعت در هفتست و در اصل هر شخص داره ۶۰ ساعت در هفته برای کارش زمان میزاره که سرسام آور و بی رحمانست. جدای موضوع ترافیک بحث معماری شهرها هم هست که بشدت زشت و فقط با نگاه سود محور ساخته میشن. اگه بشهچهره شهر ها را از لای گرد و غبار و دود و ازدحام و افکار خسته دید شاهد یک بی نظمی و یک زشتی بی حد و حصر میشیم. شهری را میبینیم که انگار داره تو خودش حل میشه و هیچ منطق و زیبایی را دیگه نمیشه درش دید یا شاید به این راحتی ها نشه دید