بازار خودرو؛ سند رسمی کوچک شدن سفره مردم

بدون تعارف و ملاحظهای باید بازار خودرو را سند رسمی کوچکشدن سفره مردم دانست. سفرهای که به دلیل اتخاذ سیاستهای نامناسب در بزنگاههای سیاسی اقتصادی نهتنها سودی برای آحاد جامعه نداشته، بلکه فاصله گروههای هدف این سیاستها با خودرودار شدن را بهشدت افزایش داده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو در ایران را دیگر نمیتوان صرفاً یک بخش صنعتی یا مصرفی دانست؛ این بازار به شاخصی عینی برای سنجش فروپاشی تدریجی معیشت طبقه متوسط و ضعیف تبدیل شده است. جایی که ناکارآمدی سیاستگذاری اقتصادی، بیثباتی مزمن و توزیع ناعادلانه منابع، خود را نه در گزارشهای رسمی، بلکه در ناتوانی مردم از خرید یک خودروی معمولی نشان میدهد. خودرو امروز سند زنده کوچکشدن سفره زندگی مردم است؛ سندی که با هیچ آمار دستکاریشدهای قابلانکار نیست.
در اقتصادی که دستمزدها بهصورت ساختاری از تورم عقب نگه داشته میشوند، بازار خودرو یکی از اولین جاهایی است که این شکاف را عیان میکند. قیمت خودروهای داخلی طی سالهای اخیر چندین برابر شده، اما درآمد واقعی خانوارها نهتنها رشد نکرده، بلکه در اثر تورم، مالیات پنهان و کاهش قدرت خرید، کوچکتر شده است. نتیجه روشن است؛ خودرویی که زمانی در دسترس کارمند، کارگر و معلم بود، امروز به کالایی لوکس بدل شده؛ نه به دلیل کیفیت یا فناوری، بلکه صرفاً به دلیل سیاستهای غلط اقتصادی.
حذف تقاضای مؤثراز بازار خودرو
رکود سنگین معاملات در بازار خودرو، بیش از آنکه نشانه اشباع بازار باشد، علامت حذف تقاضای مؤثر است. مردم به خودرو نیاز دارند، اما پول ندارند. این همان نقطهای است که سیاستگذار سالهاست از دیدن آن طفره میرود. وقتی سیاستهای ارزی، صنعتی و پولی بدون توجه به قدرت خرید جامعه طراحی میشود، نتیجه طبیعی آن بازاری است پر از کالا و خالی از خریدار. این وضعیت نه اتفاقی است و نه مقطعی؛ محصول مستقیم تصمیمات بالادستی است.
عقبنشینی اجباری از حداقلهای رفاهی
از منظر اقتصادی، تغییر الگوی مصرف در بازار خودرو یک هشدار جدی است. افزایش تقاضا برای خودروهای فرسوده، ناایمن و بعضاً خارج از چرخه استاندارد، نشان میدهد مردم در حال عقبنشینی اجباری از حداقلهای رفاهی هستند. این روند پیامد سیاستهایی است که بهجای افزایش رفاه عمومی، به حفظ انحصار، رانت و ناکارآمدی تن دادهاند. وقتی تولید داخلی نه رقابتی است و نه ارزان، هزینه این ناکارآمدی مستقیماً از جیب مردم پرداخت میشود.
بازار خودرو میدان بیثباتی دائمی
در این میان، نقش دولت و نهادهای تنظیمگر بیش از همیشه محل پرسش است. سیاست قیمتگذاری دستوری از یکسو و رهاسازی هزینهها از سوی دیگر، بازار خودرو را به میدان بیثباتی دائمی تبدیل کرده است. نه مصرفکننده امنیت دارد و نه تولیدکننده افق روشن. حاصل این تناقض، فشار مضاعف بر خانوارهایی است که برای خرید خودرو ناچار به ورود به طرحهای اقساطی سنگین و بدهیهای بلندمدت میشوند؛ بدهیهایی که خود به عاملی برای کاهش بیشتر سطح زندگی بدل میشود.
نکته مهمتر، ازدسترفتن نقش خودرو بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی برای طبقات متوسط است. تورم مزمن و کاهش پسانداز واقعی باعث شده این بازار عملاً در اختیار گروههای دارای نقدینگی بالا قرار گیرد. در نتیجه، شکاف طبقاتی عمیقتر میشود؛ گروهی خودرو را بهعنوان دارایی سرمایهای میخرند و گروهی دیگر حتی از داشتن یک وسیله حملونقل شخصی محروم میشوند.
پیام سیاسی – اقتصادی بازار خودرو
بازار خودرو امروز یک پیام سیاسی – اقتصادی روشن دارد: سیاستهایی که معیشت مردم را در اولویت قرار ندهند، دیریازود خود را در بازارهای ملموس نشان میدهند. کوچکشدن سفره زندگی مردم فقط در قیمت نان و گوشت نیست؛ در ناتوانی از خرید یک خودروی ساده هم هست. بازاری که پر از خودروست اما مردمش تماشاگرند، بهترین گواه شکست یک رویکرد اقتصادی است که هزینههایش را جامعه میپردازد.
دیدگاه ها